"مامان امام زمان زنده ست"
“خوشا بحال هرآنکس که تو را خواهددید.”
مادرم جوان بود و من کودکی سه ساله.
شعر دوازده امام را هر روز برایم میخواند.
به نام شما که میرسید؛ دستش را روی قلبش میگذاشت و میگفت : دوازدهم صاحب است، زنده ولی غایب است.
من آن موقع هنوز شما را نمیشناختم. نمیدانستم صاحب یعنی چه ، غایب را هم نمیدانستم یعنی چه. در آن سن کم برایم سوال هم نمیشد . به تبعیت از مامان دستم را روی قلبم میگذاشتم و چشمانم میبستم.
کمکم پرسش و پاسخهای من و مامان شروع شد.
_مامان امام زمان زندهست؟
_ آره مامان جان
_چرا نمیتونیم ببینیمش؟
_چون ایشون غایب هستن!
مامان غایب یعنی چی؟
_یعنی بین مردم هستن ولی هیچکس ایشون رو نمیشناسه. شاید چندین بار در روز ایشون رو ببینیم ولی کسی نمیدونه که ایشون امام زمان هستن.
از این حرف مامان قلبم یک طور خاصی شد: یعنی منم ممکنه امام زمان رو دیدهباشم؟ مامان خندید و گفت : آره قربونت برم
ذوق کردم: واقعا؟ یعنی منم دیدم؟
دستم را زیر چانه گذاشتم و با خود به چهرهی امام فکر کردم بعد دوباره پرسیدم : چرا مردم نباید بشناسند امام زمان رو؟
مامان جواب داد : چون وقتش نرسیده!
هنوز جمله مامان تمام نشده بود که سوال بعدی را پرسیدم: پس امام زمان کی ظهور میکنه؟
مامان آهی کشید و گفت : معلوم نیست عزیزم، همه چیز به خودمون بستگی داره. ما باید بخوایم که امام زمان بیاد. تو توی این سن کم دعا کن که زودتر ظهور کنند.
انقدر پرسیدم و جواب گرفتم که بالاخره یاد گرفتم باید منتظر بمانم.
یک وقت هایی از خودم میپرسم آیا سبک منتظر ماندنم درست بود؟ آیا واقعا از ته قلبم منتظر بودم؟ پس چرا گاهی یادم میرفت امامی دارم و باید برای ظهورشون تلاش کنم!
کودکی ام رفت و نوجوانیام گذشت . جوانیام نیز در حال گذر است. به رسم هر سال می گویم: امام دوازدم ، صاحبالزمان جانم، حضرت مهدی مهربان تولدت مبارک !
آقاجان مادربزرگ پیرم از دنیای ما رفت، مادر جوانم پیر شد ، منم بزرگ شدم ، حالا دارم به بچههای خودم انتظار شما را یاد میدهم. انتظاری که هنوز خودم خوب بلدش نیستم و گاهی خطا میکنم. میترسم پیر بشم می ترسم عمرم تمام بشه و لایق دیدار شما نشم. شما کمکمون کنید تا دیر نشده لایق شما بشیم.
#سیده_فاطمه_یوسفی
#نیمه_شعبان
#انتظار
"از ماست که بر ماست"
” يــا صاحـــب الـــزمــــان “
آقاي مـن !
مــولاي مـن !
از قـديــم گفته انـد :
” خلايـــق هــرچه لـــايــق ” بي راه نگـــفـته انــد .
اقرار مـــي ڪنيم هنوز ليـــاقت حضور در محـــضر شما را پيدا نڪرده ايــــم
ڪه اگرغيـــر از اين بـــود
هم اينـــک در زمان ظهـور و در حـــضور شما به سرمي برديـــم .
” از ماســت ڪه برماســــت “
آري، ما مـــستحق بلــــاي غيبـــتيـم ؛
سزاوار چنــيـن سرنوشــتي هستـــيم ؛
تــو را نخواســته ايم ؛ به بي امامـــي ” عــادت ” ڪـرده ايم ؛
هنــوز باورمان نــشــده
” تا نيايي گره از ڪـار بشر وا نــشــود “
اللهم عجل لولیک الفرج
#دلنوشته
"حکایت جالب ایران و آمریکا"
🌺 خروس و شيرى باهم رفيق شده
و به صحرا رفته بودند .
▪️شب که شد خروس برای خوابيدن روى يک درخت رفت و شير هم پاى درخت دراز کشيد .
▪️هنگام صبح خروس مطابق معمول شروع به خواندن کرد .
▪️روباهى که در آن حوالى بود به طمع افتاد و نزدیک درخت آمده و به خروس گفت:
بفرمائيد پائين تا به شما اقتدا کرده و نماز جماعت بخوانيم!
▪️خروس گفت : همان طورى که مى بينى بنده فقط مؤذن هستم ، پيش نماز پاى درخت است او را بيدار کن ..
▪️روباه که تازه متوجه حضور شير شده بود ، با غرش شير پا به فرار گذشت .
▪️خروس پرسید : کجا تشريف مى بريد؟ مگر نمى خواستيد #نمازجماعت بخوانيد؟ روباه در حال فرار گفت : دارم مى روم تجدید وضو کنم !
▪️دشمنان ایران بدانند
که شیران زیادی پای این انقلاب آماده جانفشانی هستند و الکی دور ور ایران پرسه نزنند تا نیاز به تجدید وضو پیدا نکنند.
"بی گناه کُشته شدن"
در آتش فتنه سوخت دل نازک کودکی،
ملینا و آنیلا و بهار، بیگناه و کوچکی.
چشمانشان پر از ترس شد، دنیا پر از آه،
شهر پر شد از دود و اشک، کوچهها پر از راه.
اغتشاشگران بیرحم، چه کردید با جانها؟
چه کردید با کودکانی که بودند پر از لبخندها؟
دلها شکست و آوار ریخت بر هر خانه،
خندهها خاموش شد، فرو رفت در دل تنگ و ترانه.
نه تنها اشک است که در خیابانها جاریست،
که خشم بیپایان، شعلهور در دل ناظریست.
ملینا و آنیلا و بهار، یادشان جاودانه،
نورشان در دل ما مانده، مانند چراغ خانه.
بیگناهیشان، فریاد زد بر سنگدلانی,
وجدان بیدار شد، در دل انسانهای مهربانی.
فتنه هرگز نمیتواند عدالت را خاموش کند,
هر ظلمی که رفت، روزی با خشم ما روبرو کند.
کودکان بیگناه، نامشان همیشه جاوید,
ملینا، آنیلا و بهار، در یاد ما همیشه زنده و بید.
بیایید بایستیم، برای عدالت و حقیقت,
نه تنها با اشک، بلکه با عمل و صراحت.
شهر باز خواهد شد، دلها دوباره خواهند خندید,
و عدالت، مانند خورشید، در همه جا خواهد تابید.
هر شعلهی ظلم، روزی فرو خواهد ریخت,
و نور امید، در دلها باز دوباره شکفت.
یادشان گواهیست بر مظلومیت هر زمان,
که ظلم ناپایدار است و نمیماند جاودان.
ملینا و آنیلا و بهار، صدایشان پر است,
از قلب ما تا جهان، هر کجا عدالت سر است.
دلهای سوخته، فریادشان نمیمیرد,
وجدان بشریت از یادشان بیدار میگردد.
هر کوچه و خیابان، شاهد ظلم و جنایت,
اما نور حقیقت، پیروز خواهد شد بر تاریکیات.
بیایید زنده نگه داریم یادشان را همیشه,
تا عدالت بماند، و حق بر ظلم پیروز همیشه.
ملینا و آنیلا و بهار، چراغ راه ما,
در قلب هر انسانی که دلش پر از وفاست، جاودان خواهند ماند🌹🌹🇮🇷.
دوازده رکعت نماز شب اول ماه شعبان
نماز خیلی با فضیلت امشب یعنی شب اول شعبان
دوازده رکعت نماز شب اول ماه شعبان،
🌱🌺 از رسول گرامی اسلام (ص) چنین نقل شده است:
هر کس در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت به این کیفیت بجا آورد که در هر رکعت پس از سوره «حمد»، پانزده مرتبه سوره «قل هو الله» بخواند. خداوند ثواب ۱۲ هزار شهید و عبادت ۱۲ سال را به او عطا میکند و از گناهانش بیرون میرود، مانند روزی که متولد شده و به تعداد آیات قرآن، قصری در بهشت به او میدهد.
(إقبال الأعمال، ج ۲، ص ۶۸۳)
🕊 اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَ 🕊
