#انتظار مهدوی......
?⚘?⚘?⚘?⚘
بیا بیا گل نرگس…
بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست
جهان به یمن وجودت به افتخار شماست
بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم
ولی تمام نظرها به لطف وجود شماست
بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم
اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست
بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست
بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه
هزار همت و کاوه فدای راه شماست
بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست
بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم
اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست
بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر
که با ظهور وجودت جهان فدای شماست
بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی
و بین این همه دلها دلی برای شماست….
بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست
بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس
که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست
بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا
که جان برای شهادت به کربلای شماست
بیا بیا گل نرگس و العجل مولا
که این نوای هدایت و با نگاه شماست
{{شعر انتظار مهدوی….}}
?⚘?⚘?⚘?⚘
#شعر زیبا فریدون مشیری
خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک آمد،
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صميمانه به او گفت سلام…
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتی،
همه بی معنا بود . . . .
(فریدون مشیری)
تقدیم به همه ی آدمهای مهربون?
#شب عاشقانه
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
sapp.ir/kanalkashool
#"مولا-جانم"
#_مولا_جانم♥️
شرمندهایم کاری برایت نمیکنیم
جز وقت احتیاج صدایت نمیکنیم
جا میزنیم وقت عمل تا که میرسد
ترک گناه محض رضایت نمیکنیم
در باتلاقِ نفس گرفتارتر شدیم
تنها برای اینکه دعایـت نمیکنیم
با اینکه دست توست «شفاء لکل داء»
در اوج درد میل شفاءت نمیکنیم
تنگیِ دست ما اثر کاهلی ماست
این دست را دخیل عبایت نمیکنیم
تو روز و شب حمایتِ ما میکنی، ولی
ما از تو اِی غریب حمایت نمیکنیم
بد کردهایم با تو، دلـ?ـت را شکستهایم
و اعتنا به این گلههایت نمیکنیم.
الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
?ما ملت امام حسینیم?
?ما ملت شهادتیم?
"جان پدر"شعر محمد کاظم کاظمی در سوگ شهدای دانایی افعانستان"
محمدکاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر نام آشنای افغانستانی به تازگی شعری با عنوان جان پدر در سوگ شهدای دانایی افغانستان سروده است.
به گزارش شهرآرانیوز – شهادت جمعی از دانشجویان دانشگاه کابل در یک حمله ناجوانمردانه واکنشهای زیادی به همراه داشت. مردم ایران با استفاده از هشتگ جان پدر کجاستی؟ مراتب همدردی خود را با جان باختگان این حمله بیان کردند.
محمد کاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر نام آشنای افغانستانی با انتشار شعری در صفحه اینستاگرام خود با خانوادههای شهدای دانایی همدردی کرده است.
جان پدر
برف لجوج آب شد و نوبهار شد
جان پدر پرنده شد و رهسپار شد
جان پدر پرنده شد و هر طرف که رفت
با دام و دانه دگری سر دچار شد
گاهی به دشت و کوه و بیابان پناه برد
گاهی مقیم مملکت همجوار شد
یک روز کارگر شد و یک روز کارساز
روزی پیاده بود و زمانی سوار شد
او پشتِ چرخ بود، ولی چرخدنده ساخت
او گرمِ کوره بود، ولی آبدار شد
عمر پدر به دربهدریها تباه گشت
جان پدر ولی سند افتخار شد
جان پدر، جوالیِ مردم نمیشود
آن روزها تمام شد و تار و مار شد
جان پدر معلم و دانشور و ادیب
جان پدر وکیل و سیاستمدار شد
جان پدر، کجاستی امروز، شب شده است
جان پدر پرنده شد… اما شکار شد
