#تلنگر_صبگاهی
منتظر نباش کسی بیاید و برایت «صبح بخیر» بیاورد؛
خورشید را ببین!
او معطل تأیید هیچکس نمانده، کارش را بلد است:
طلوع میکند، میتابد و گرم میکند.
امروز، تو هم مثل خورشید باش.
حتی اگر پشت ابر دلخوریها ماندهای،
حتی اگر کسی حواسش به مهربانیات نیست،
«بتاب…»
یادت باشد؛ دنیا به آدمهایی که برای تابیدن منتظر اجازه نمیمانند، بیشتر احترام میگذارد.
امروز، قهرمان داستان زندگی خودت باش.
صبحت پر از انرژی و نور! 🌺🌸
پاسخ به چند شبهه اخیر در پیام نورانی رهبر فرزانه انقلاب
🔺 شبهه ۱: «آتشبس به رهبری تحمیل شده است»
پاسخ رهبری (صفحه ۶-۷):
«امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، به جرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بودهاید. … این بی شک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان … به ملت ایران ارزانی شده است.»
👈آتشبس تحمیل نشده، بلکه نتیجه پیروزی و فرصتی برای تثبیت آن است. نه تنها سخن از تحمیل نیست، بلکه آقا الحمدلله از نتایج و روند راضی هستند نشانه پیروزی میدانند.
🔺 شبهه ۲: «مذاکره یعنی عقبنشینی از اصول»
پاسخ رهبری (صفحه ۷):
«نباید با اعلام بنای بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردم … سنگینتر از قبل به نظر میرسد.»
👈 نه تنها مذاکره، عقب نشینی از اصول شمرده نشده بلکه مذاکره با حضور مردمی و میدانی انجام میشود و ابدا به معنای عقبنشینی نیست.
🔺 شبهه ۳: «ما حزبالله را در لبنان تنها گذاشتیم»
پاسخ رهبری (صفحه ۹):
«ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ وجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.»
👈جبهه مقاومت یکپارچه است و ایران هیچ بخشی از آن را رها نکرده.
🔺 شبهه ۴: «اسرائیل با قتلعام لبنان توافق را شکست؛ پس توافق باطل است»
پاسخ رهبری (صفحه ۸-۹):
«حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتماً غرامت تک تک صدمات … را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»
👈جنایت اسرائیل بیپاسخ نمیماند، اما این به معنای فروپاشی کل توافق نیست؛ پاسخ در جای خود و با حفظ اهرمهای اصلی داده میشود.
🔺 شبهه ۵: «چرا هنوز انتقام خون شهدا گرفته نشده؟»
پاسخ رهبری (صفحه ۹):
«عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه میدارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.»
👈 انتقام یک وظیفه زنده و ماندگار است؛ زمان آن را «مترصد بودن» تعیین میکند، نه شتابزدگی.
قانون طلاییِ ظرفیت ها
🌟 فرماندهان در سایه؛ قانون طلاییِ ظرفیتها
خیلی وقتها فکر میکنیم برای نقشآفرینی، حتماً باید شرایط خاصی مهیا باشد یا در میدانهای بزرگ حضور داشته باشیم؛ اما در منطق قرآن و سنت الهی، عظمتِ کارِ یک انسان به «وسعتِ میدان» بستگی ندارد، بلکه به «وسعتِ نیت» و «کیفیتِ تلاش» او در همان میدانِ محدودش بستگی دارد.
این مفهومِ عمیق را در چند محور میتوان بررسی کرد:
۱. حضور فرازمانی در میدان (جهادِ بالقوه)
کسی که در حد توان خود تلاش میکند اما میدانِ بزرگتری برایش مهیا نیست، به واسطه «نیتِ صادقانه»، بالاترین درجات را میگیرد.
پس از پیروزی در یکی از جنگها، مردی به امیرالمؤمنین (ع) گفت: «ای کاش برادرم بود و این پیروزی را میدید.» حضرت پرسیدند: «آیا قلب و نیت او با ما بود؟» مرد گفت: «آری.» حضرت فرمودند:
*"پس او در این نبرد با ما حضور داشته است! بلکه در این لشکرِ ما، کسانی حضور دارند که هنوز در صلب پدران و رحم مادران خود هستند…"* (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲)
۲. وفاداری در کم، فرماندهی در زیاد فرماندهی در میدانهای بزرگ، پاداشِ سربازیِ صادقانه در میدانهای کوچک است. اگر یک فرد عادی (دانشجو، کارگر،مادر،کارمند) در همان شعاعِ اثرگذاریِ خود، با بصیرت و ازخودگذشتگی عمل کند، در حالِ «ظرفیتسازی» است. وقتی شرایط کلان تغییر کند، او به دلیل تمرینهای قبلیاش، در ترازِ یک «فرمانده» ظاهر میشود.
۳. ماجرای طالوت؛ آمادهسازی در روزهای عادی
وقتی بنیاسرائیل از پیامبرشان فرمانده خواستند، خدا جوانی گمنام به نام «طالوت» را انتخاب کرد. او یک نظامیِ مشهور نبود، اما در زندگی عادیاش، روی دو چیز کار کرده بود: علم و توانمندیِ جسمی («بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ»). چون در شرایط عادی ظرفیتسازی کرده بود، وقتی میدان مهیا شد، مستقیماً «فرمانده کل» شد!
۴. انتظارِ پویا (آمادگی در خیمه)
امام صادق (ع) میفرمایند: *"هر کس از شما در حال انتظار این امر (و با آمادگی کامل) از دنیا برود، مانند کسی است که در خیمه فرماندهی امام زمان (عج) حضور داشته است."*
🎯 خلاصه کلام:
میدانهای بزرگ، انسانهای بزرگ نمیسازند؛ بلکه انسانهایی را که در میدانهای کوچکِ روزمره، خود را بزرگ کردهاند، کشف میکنند. کسی که امروز در برابر وسوسهها، مشکلات و دفاع از حق در یک جمع خانوادگی یا فضای مجازی تمامقد میایستد، در حال گذراندن دورهی فرماندهیِ الهی است و روزی که میدان مهیا شود، یک سربازِ صفر نخواهد بود.
اما کسی که امروز کمفروشی کند، در میدانهای بزرگ دچار فروپاشی خواهد شد.
#تأملات_دینی
✍چند نکته در مورد مذاکرات مسقط
یکم؛ مذاکره کنونی به دلایلی که قبلا بارها ذکر گردیده، تصمیم نظام است و نه صرفا دولت. جزئیات ورود به این گفتگوها در شورای عالی امنیت ملی بررسی شده و خطوط قرمز نیز به دقت ترسیم شده است.
دوم؛ حضور در این مذاکرات برای اتمام حجت با طرفداران و اصرار کنندگان داخلی و دوستان منطقه ای برای مذاکره مجدد با آمریکا صورت می گیرد و هیچ خوش بینی وجود ندارد.
سوم؛ تیم مذاکره کننده اختیار تام ندارد و برای هر موضوع مهمی باید با مرکز مشورت صورت بگیرد.
چهارم؛ اتخاذ مواضع رادیکال در تخریب و نقد تیم مذاکره کننده اقدامی نامناسب و برای امنیت و منافع ملی خطرناک است و مؤکداً توصیه می شود دوستان انقلابی از هرگونه نقدی که منجر به تضعیف تیم مذاکره کننده شود، خودداری کنند.
پنجم؛ میان تیم ویتکاف و ونس از سویی و همچنین تیم روبیو و هگست اختلاف جدی و رقابت وجود دارد. تیم اولی به دنبال مذاکره و تیم دوم به دنبال تقابل است و ترامپ هم به دلیل خطرات ناشی از هرگونه تقابل مستقیم با ایران، فعلا از درگیری نظامی نگرانی دارد.
"مامان امام زمان زنده ست"
“خوشا بحال هرآنکس که تو را خواهددید.”
مادرم جوان بود و من کودکی سه ساله.
شعر دوازده امام را هر روز برایم میخواند.
به نام شما که میرسید؛ دستش را روی قلبش میگذاشت و میگفت : دوازدهم صاحب است، زنده ولی غایب است.
من آن موقع هنوز شما را نمیشناختم. نمیدانستم صاحب یعنی چه ، غایب را هم نمیدانستم یعنی چه. در آن سن کم برایم سوال هم نمیشد . به تبعیت از مامان دستم را روی قلبم میگذاشتم و چشمانم میبستم.
کمکم پرسش و پاسخهای من و مامان شروع شد.
_مامان امام زمان زندهست؟
_ آره مامان جان
_چرا نمیتونیم ببینیمش؟
_چون ایشون غایب هستن!
مامان غایب یعنی چی؟
_یعنی بین مردم هستن ولی هیچکس ایشون رو نمیشناسه. شاید چندین بار در روز ایشون رو ببینیم ولی کسی نمیدونه که ایشون امام زمان هستن.
از این حرف مامان قلبم یک طور خاصی شد: یعنی منم ممکنه امام زمان رو دیدهباشم؟ مامان خندید و گفت : آره قربونت برم
ذوق کردم: واقعا؟ یعنی منم دیدم؟
دستم را زیر چانه گذاشتم و با خود به چهرهی امام فکر کردم بعد دوباره پرسیدم : چرا مردم نباید بشناسند امام زمان رو؟
مامان جواب داد : چون وقتش نرسیده!
هنوز جمله مامان تمام نشده بود که سوال بعدی را پرسیدم: پس امام زمان کی ظهور میکنه؟
مامان آهی کشید و گفت : معلوم نیست عزیزم، همه چیز به خودمون بستگی داره. ما باید بخوایم که امام زمان بیاد. تو توی این سن کم دعا کن که زودتر ظهور کنند.
انقدر پرسیدم و جواب گرفتم که بالاخره یاد گرفتم باید منتظر بمانم.
یک وقت هایی از خودم میپرسم آیا سبک منتظر ماندنم درست بود؟ آیا واقعا از ته قلبم منتظر بودم؟ پس چرا گاهی یادم میرفت امامی دارم و باید برای ظهورشون تلاش کنم!
کودکی ام رفت و نوجوانیام گذشت . جوانیام نیز در حال گذر است. به رسم هر سال می گویم: امام دوازدم ، صاحبالزمان جانم، حضرت مهدی مهربان تولدت مبارک !
آقاجان مادربزرگ پیرم از دنیای ما رفت، مادر جوانم پیر شد ، منم بزرگ شدم ، حالا دارم به بچههای خودم انتظار شما را یاد میدهم. انتظاری که هنوز خودم خوب بلدش نیستم و گاهی خطا میکنم. میترسم پیر بشم می ترسم عمرم تمام بشه و لایق دیدار شما نشم. شما کمکمون کنید تا دیر نشده لایق شما بشیم.
#سیده_فاطمه_یوسفی
#نیمه_شعبان
#انتظار