#عکس نوشته"شهید بهشتی"
#معمار-بزرگ-تفکر-انقلابی

شهید بهشتى، معمار بزرگ تفكر انقلابى
شهید مظلوم دكتر بهشتی را می توان یكی از معماران بزرگ تجدید بنای تفكر انقلابی و تشكیلاتی انقلاب اسلامی ایران به شمار آورد؛ زیرا در زیر لوای رهبری امام امت به هدایت انقلاب پرداخت و آن را از انحراف و انزوا یا توقف و ركود محفوظ داشت و سرانجام در همین راه خون پاكش برای تداوم بخشیدن به انقلاب و رسوا كردن چهره اهریمنان و منافقان، بر زمین ریخت و روح پاكش به آسمان پرواز كرد. یادش جاودانه باد.
#خدمت به نسل جوان
در دورانی كه سردمداران وابسته به غرب بر آن بودند كه جامعه اسلامی ایران را به یك جامعه مادی غربی تبدیل كنند و مردم را به سوی مسائل مادی سوق دهند و با این اقدام حساب شده استعمار، میان مردم و مذهب فاصله ایجاد كنند و با گذشت زمان دین را نیز به دست فراموشی سپارند و از انسان یك موجود مادی محض بسازند، دكتر بهشتی با همكاری دكتر باهنر در بخش برنامه ریزی كتاب وزارت آموزش و پرورش به تهیه و تدوین كتاب های تعلیمات دینی برای مدارس اقدام كرد. او از این طریق فكر دینی و آشنایی با قرآن را وارد كتب درسی نمود و با این كار نگذاشت گرد غربت بر روی گران بهاترین تحفه الهی به بندگانش، بنشیند و نسل جوان را با فرهنگ غنی اسلام آشنا ساخت و به آنان آموخت كه پیمودن راه كمال در سایه عمل به دستورهای دین است و كتاب عظیم قرآن نیز مفتاح معارف در همه عصرهاست. آری آیت اللّه بهشتی با چنین خدمت مهمی به نسل جوان و نوجوان، مانع آن شد كه فرهنگ بی پایه غرب، جای مكتب انسان ساز اسلام را بگیرد و با نوشتن مطالب آموزنده ای از قرآن و احادیث و گنجاندن آن ها در كتاب های درسى، روح دین داری را در نهال های نورسته جامعه زنده كرد و با این روش جوانان را به سوی اسلام هدایت كرد.
#"ما بی شناسنامه نیستیم"
ا بی شناسنامه نیستیم، ما از مردم جدا نمی باشیم؛ ما بی شناسنامه نیستیم، اولاد زجر کشیده آل عبا (ع)، فرزندان زندان های بی نام و نشان و حبس ها و دخمه های فراموشی.
ما بی شناسنامه نیستیم، اهل قنوتیم، ساکن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم، کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده ایم و عمری بر شاخه ها مرثیه خوان ذبح بنی آدم، ما از امتزاج دو ایمان بدوی روستایی از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ایم، با هیچ کس هیچ فرقی نداریم و نمازمان را اول وقت می خوانیم.
ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس، خیمه دعایی برافراشته اند، ما ساده نشینان کاخ ویرانه فقر و فناییم؛ پنجره هایی که رو به سوی افق سبز توکل باز می شوند؛ ما مثل کتابی در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می شویم و دیگران را از خود باخبر می کنیم؛ ما مثل وضو ساده و پاکیم؛ عین اقطار بی آلایش و معصومیم؛ ما را می شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد؛ در هر جنسی جستجو نمود با هر دردی دریافت؛ ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر حالت خنجر داریم و دوستان ما شیران روز و پارسایان شب هستند. از نوح به بعد تا کربلا و هویزه و تا هویزه حضور داریم، پشت هر سنگی روییده ایم، با هر بوته ای رسیده ایم، بر هر شاخی بر داده ایم؛ ما در این آب و خاک سبز می شویم؛ ما بی شناسنامه نیستیم.


