#طرح لبخند تو

🌱 ..ابراهیم میگفت : میدانی #الله_اکبر یعنی چه؟ یعنی خدا از هرچه که در ذهن داری بزرگتر است. خدا از هرچه بخواهی فکر کنی باعظمتتر است. یعنی هیچکس مثل او نمیتواند من و شما را کمک کند. الله اکبر یعنی خدای به این عظمت در کنار ماست ، ما کی هستیم؟ اوست که در سختترین شرایط ما را کمک میکند.
برای همین به ما یاد داده بود که در هر شرایط، بهخصوص وقتی در #بنبست قرار گرفتید فریاد بزنید: الله اکبر! و خودش نیز در عملیاتها با همین ذکر، حماسههای بزرگی آفریده بود. میگفت: «با بیان این ذکر #توکل شما زیاد میشود.»❤️
#بابام دوباره برمی گرده..
چند وقتی هرکی رو میدید میپرسید: «کِی امام زمان برمیگرده؟»
کلافم کرده بود. با اینکه ده بار بهش گفته بودم: «بچه جون زمانش معلوم نیست اما به خوردش نمیرفت.»
تا اینکه یه روز ازش پرسیدم: «چرا اینقدر منتظر امام زمانی؟» 🌱
گفت: «اون روزی که رفتیم یادواره شهدا، 🌷حاج آقایی که اون جا بود گفت: امام زمان که برگردن شهدا هم برمیگردن، پس اینطوری بابای منم برمیگرده و دوباره میتونم ببینمش.»🍀
بهنقلازهمسرشهیدمسلمخیزاب🤍
#شهید_مسلم_خیزاب❤️
#شعر زیبا"ای که تو دنیا وارث حیدری"
#ویژه_ولادت_امام_حسن_عسکری_ع
🎤•|#کربلایی_حسین_طاهری|•
ای که تو دنیا وارث حیدری
کی منو باز به سامرا میبری
تولد پدرت مبارک
یا حجة ابن الحسن العسکری
ای جانم بازم بخت باهام یار شده
ای جانم بازم زهرا حسن دار شده
میره دلم سامره و مدینه
عشق و ارادت من از قدیمه
خاصیت نام حسن همینه
مثل امام مجتبی کریمه
حسن ابن علی حسن ابن علی حسن ابن علی یا امام عسکری
سنگ آقامو میزنم به سینه
عاشقشم که مهربون ترینه
گفت یکی از نشون مؤمنینه
هیمن دلیل شور اربعینه
ای جانم تویی ساقی و من مستتم
ای جانم حسینی شده دستتم
ای جانم بازم بخت باهام یار شده
ای جانم بازم زهرا حسن دار شده
ای که تو دنیا وارث حیدری
کی منو باز به سامرا میبری
تولد پدرت مبارک
یا حجة ابن الحسن العسکری
ای جانم بازم بخت باهام یار شده
ای جانم بازم زهرا حسن دار شده
شعار این کشوره یا حسین جان
بیمه شدیم با اهل بیت و قرآن
همه گدای سید الکریمیم
#بدر آخرین عملیات

بعد از عملیات خیبر ؛
فرماندهان را بردند زیارت امام رضا(ع)
وقتی مهدی برگشت توی پد پنج بودیم
برایم سوغاتی جانماز و دو حبه قند و
نمک تبرکی آورده بود. نمکش را
همان روز زدیم به آبگوشت ناهارمان.
اما مهدی حال همیشگی را نداشت!
گفتم: «تو از ضامن آهو چه خواستهای
که این چنین شده ای!! نابودی کفار؟
پیروزی رزمندگان؟ سلامتی امام؟»
چیزی نمیگفت. به جان امام قسمش دادم،
گفت: فقط یک چیز. گفتم: چه چیز؟
گفت: «مصطفی! دیگر نمیتوانم بمانم. باور کن.
همینرا به امامرضا(ع) گفتم. گفتم: واسطه شو
این عملیات، آخرین عملیات مهدی باشد».
عجیب بود. قبلا هروقت حرف از شهادت
میشد، می گفت برای چه شهید شویم؟
شهادت خوب است؛ اما دعا کنید پیروز شویم.
صرف اینکه دعا کنیم تا شهید شویم یعنیچه؟
اما دیگر انقطاعی شده بود….
امام رضا (ع) هم خیلی معطلش نکرد
و بدر شد آخرین عملیاتش….
راوی: مصطفی مولوی
کتاب: نمی توانست زنده بماند
خاطراتی از شهید مهدی باکری
#شهید_مهدی_باکری❤️
#امام_رضایی_ها



