#تلنگرانه
?یا حسین علیه السلام?
شـهــــــدا چـه ڪردنـد ؟؟
چه ڪردند ڪه لیاقت پیدا ڪردند
براے فدا شدن در راه حق ؟؟
چه ڪردند ڪه شدند معشوق پروردگارشان ؟؟؟
ڪه پروردگارشان فرمود :
“وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه
ڪسے ڪه من عاشق او بشوم ، او را
مے ڪُشم و ڪسے ڪه من او را بڪُشم ، خونبهایش بر من واجب است ، پس خون بهاے او من هستم .
پاے صحبت هاے همرزمانشان ڪه بنشینے …
مےشوند زبان دوستانشان و مے گویند ڪه چه شد ڪه شهـــــدا …
شهـــــید شدند …
وقتے صداے اذان بلند مےشد …
فرقے نمے ڪرد ڪه ڪجا هستند …
در میدان جنگ …
پشت خاڪریزها …
آر پے جے در دست …
هر جا و در هر حالتے … لبیڪ مے گفتند به دعوت پروردگارشان ….
هر روز حساب مےڪشیدند از این نَفْس …
براے خطاها استغفار مےڪردند و براے خوبے ها شُڪر …
و ڪم ڪم مے شدند آن ڪه از اول لیاقتش را داشتند…
شهدا گاهی نگاهی و
دست مارا هم بگیرید که سخت محتاجیم .
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_بحق_زینب
#حدیث-روز
? #پیامبر_اکرم_(ص) :
? «حَرسُ لَيلَةٍ في سَبِيلِ اللّهِ عَلى ساحِلِ البَحرِ أفضَلُ مِن صِيامِ رَجُلٍ و قِيامِهِ فِي أهلِهِ ألفَ سَنَةٍ»
? «يك شب نگهبانى در راه خدا بر كرانه دريا، بهتر از هزار سال نماز و روزه مرد در ميان خانواده اش است» .
? كنزالعمّال ح ١٠٥٧٢
#نیایش-شبانه
? خدای عشق و زیبایی
خدای خوبم ….محبوبم …دوستت دارم!
چه لذتبخش است گذر نسیم یادتو بردلها
وچهزیباست پرواز پرنده خاطره توبر قلبها وچه شیرین است پیمودن اندیشه درجاده غیب ها بسوی تو.
چه روح بخش است گام زدن درمسیر عرفان تو و چه جان می دهد ایمان به غیب تو!
خدای من ! محبوب من ! چه خوش است طعم عشق تو….❤️
چه شوق آفرین است نگاه عاشقانه تو!
چه تکان دهنده است توجه مهرآمیز تو!
چه شیرین است زندگی در کنار تو و در
زیر سایه لطف تو…..
چه لذتبخش استگرمای دست نوازشگر تو..
خدایا بحق رحمانیتت
غم های ما رابزدای
و عشق خودت را در دل ما جای ده ،
که عشق به غیر از تو ،
درد است و درد است ودرد!
خدایا دلهای ما را،
در پناه خودت حفظ بفرما!
آمین یا رب العالمین
sapp.ir/kanalkashool
#استاد-پناهیان
عظمت خدا که آمد پاکی و طهارت درون می آید
عشق به خدا می آید
معرفت به خدا می آید
ودنیا و همه چیزش برای آدم عوض میشه
اگه دیدی هزار تا دیوار جلوته
اون طرف همه ی دیوارا رو دیدی
تعجب نکن
کسی که به بصیرت رسید دنیا براش حجاب نخواهد بود
تعجب نداره این چیزا ?
آقا یه نفر رو دیدیم به آدم نگاه میکنه
میگه فلانی مشکلت اینه
خب چیه مگه!؟
چیه مگه ، کسی که نماز خونده دیگه تکبر نداشته باشه
کبریایی خدا تو قلبش حلول بکنه
میفرماید؛
اول از شما یه سوال کنم …
اول باید خدا پیش آدم عظمت پیدا بکنه ؟
یا اول باید غیر خدا پیش آدم حقارت پیدا کنه؟
دوتا کفه ی ترازو ، این بره بالا اون میاد پایین
ولی اول کدوم باید صورت بگیره ؟
غیر خدا پیش آدم خورد بشه ، به دنیا دیگه اهمیت نده
عزیز من فدات بشم
«حسادت نکن»
«حرص نخور»
« حسودی نکن»
« حسرت نخور»
اینقدر جوش نزن دنیا دو روزه
اول باید دنیا پیش ادم خراب بشه
بخدا گناه لذت نداره
مرغ همسایه غاز نیست
مرغ همسایه ام مرغه دیگه …
ببین اینارو هی به ادم میگن دنیا از چشم ادم بیفته
آدم خراب نشه…
اول باید دنیا از چشم ادم بیفته ؟
یا باید خدا عظمت پیدا بکنه ؟
?امیرالمومنین علی (ع) میفرماید
اول باید عظمت خدا تو دلت بشینه
تا دنیا از چشمتون بیفته
یعنی دنیا پیش چشمشون خار میشه
?????????????
#کرامت-امام-حسین-ع
⚫️امام حسین علیه السلام و آرزوی شهید(بسیار زیبا)
❎ابوریاض یکی از افسرای عراقی میگوید:
?توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست وخبر کشته شدن پسرم رو بهم داد.
خیلی ناراحت شدم. رفتم سردخانه ، کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم.
?اونا رو چک کردم ، دیدم درسته. رفتم جسدش رو ببینم. کفن رو کنار زدم ، با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده ، اشتباه شده ، این فرزند من نیست!
?افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت: این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده.
☑️ هر چی گفتم باور نکردند.کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد.
✳️من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم.
به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم تا توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم.
? اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم زحمت ادامه ی راه رو به خودم ندهم و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم.
? چهره ی آرام و زیبای آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظار او را می کشید ، دلم را آتش زد.
?خونین و پر از زخم ، اما آرام و با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم، فاتحه ای برایش خواندم و رفتم.
✔️… سال ها از آن قضیه گذشت.بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است!
اسیر شده بود و بعد از مدتی با اسرا آزاد شد. به محض بازگشتش ، ازش پرسیدم: چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟
❄️پسرم گفت: من رو یه جوون بسیجی ایرانی اسیر کرد. با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم. حتی حاضر شد بهم پول هم بده.
وقتی بهش دادم ، اصرار کرد که راضی باشم.
? بهش گفتم در صورتی راضی ام که بگی برای چی میخوای.
? اون بسیجی گفت: من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم.
?قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن بشم، می خوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید…
⚫️شهید آرزو میکنه کنار اربابش حسین دفن بشه ، اونوقت جاده ی آرزوهای ما ختم میشه به پول ، ماشین ، خونه ، معشوقه زمینی ، گناه و …
?خدایا! ما رو ببخش که مثل شهدا بین آرزوهامون،جایی برای تو باز نکردیم…
? منبع:کتاب حکایت فرزندان فاطمه 1 صفحه 54
