#سخن عزرائیل
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
💥سخن عزرائیل
✍مرحوم شهید دستغیب(ره) در کتاب “داستانهای شگفت”
حکایتی درباره اهمیت زیارت عاشورا آورده اند؛ که خلاصه آن چنین است:
یکی از علمای نجف حدود یکصد سال پیش،
در خواب حضرت عزرائیل را می بیند.
پس از سلام می پرسد:
از کجا می آیی؟
ملک الموت می فرماید:
از شیراز!
روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.
شیخ می پرسد:
روح او در چه حالی است؟
عرزائیل می فرماید:
در بهترین حالات و بهترین باغهای عالم برزخ، خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.
آن عالم پرسید:
آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟
فرمود:
نه!
گفتم:
آیا برای نماز جماعت و بیان احکام!
فرمود:
نه!
گفتم پس برای چه؟
فرمود:
برای خواندن زیارت عاشورا،
نقل است که مرحوم میرزا،
سی سال آخرعمرش زیارت عاشورا را ترک نکرد؛
و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی توانست بخواند؛
نایب می گرفت.
📚: داستان های شگفت، حکایت ۱۱۰”
#حدیث-روز
#عکس نوشته زبیا
#از بین برنده خوشی ها
#نهج_البلاغه
💥أن الموت هادم لذاتكم، و مكدر شهواتكم، و مباعد طياتكم، زائر غير محبوب، و قرن غير مغلوب، و واتر غير مطلوب. قد أعلقتكم حبائله و تكنفتكم غوائله، و أقصدتكم معابله و عظمت فيكم سطوته و تتابعت عليكم عدوته، و قلت عنكم نبوته. فيوشك أن تغشا كم دواجى ظلله و احتدام علله.
🌓#مرگ نابود كننده لذّت ها، تيره كننده خواهش هاى نفسانى، و دور كننده اهداف شماست، مرگ ديدار كننده اى دوست نداشتنى، هماوردى شكست ناپذير و كينه توزى است كه بازخواست نمى شود. دام هاى خود را هم اكنون بر دست و پاى شما آويخته، و سختى هايش شما را فرا گرفته، و تيرهاى خود را به سوى شما پرتاب كرده است. قهرش بزرگ، و دشمنى او پياپى و تيرش خطا نمى كند. چه زود است كه سايه هاى مرگ، و شدّت دردهاى آن، و تيرگى هاى لحظه جان كندن، و بيهوشى سكرات مرگ، و ناراحتى و خارج شدن روح از بدن، و تاريكى چشم پوشيدن از دنيا، و تلخى خاطره ها، شما را فرا گيرد.
📘#خطبه_230
#سلام-فرمانده۲
👌سلام فرمانده ۲ چه زیبا ابعادی از مهدویت و محبت به امام عصر (عج) را به تصویر کشیده اند ❣️
سرودی با ۱۰ هزار دهههشتادی
جانا جانا مهدی زهرا
ای مولانا مهدی زهرا
متی ترانا مهدی زهرا
جانا جانا جانا جانا
دل خوشی دنیای من
میدونی که چقدر دوست دارم ای آقای من
غصه ها بی معنی میشه
یعنی میای می بینمت یعنی میشه
یعنی میای می بینمت یعنی میشه
فرمانده سلام فرمانده سلام
ای مهربونتر از مامان بابام
فرمانده سلام فرمانده سلام
کاری کن که بازم به چشمت بیام
فرمانده سلام فرمانده سلام
تو لشکر سید علی سرباز شمام
فرمانده سلام فرمانده سلام
منتظرت بودم منتظرت هستم
آقای مهربون دستات بزار توی دستم
یک سال نیم که باتو یه عهدی رو بستم
پای تموم قول قرارم هستم
فرمانده سلام فرمانده سلام
ای مهربون تر از مادر و بابام
کاری کن که بازم به چشم توبیام
تو لشکر سید علی سرباز شمام
من سربازتم من سربازتم
دیدی دنیا رو برات بهم زدم
من سربازتم من سربازتم
مثل شیخ احمدکافی فقط از تو دم زدم
من سربازتم من سربازتم
مثل میرزا کوچیکبا نهضت تو دم زدم
من سربازتم من سربازتم
یهنگاهیکنازاوننگاهیکهبهحاجقاسمکردی
من سربازتم من سربازتم
اینقدر برات دعاکردممیکنمکهزودبرگردی
من سربازتم من سربازتم
کلنافداک یافرماندهجانمفرمانده جانممهدی
فرماندهسلام فرماندهسلام
ای مهربونتر از مادر و بابام
فرمانده سلام فرمانده سلام
کاری کن که بازم به چشم تو بیام
فرمانده سلام فرمانده سلام
تولشکر سید علی سرباز شمام
قول میدم برات یار باشم
قول میدم یه عمار باشم
#سلام_فرمانده۲
#امام_زمان
#لبیک_یا_خامنهای





