✍چند نکته در مورد مذاکرات مسقط
یکم؛ مذاکره کنونی به دلایلی که قبلا بارها ذکر گردیده، تصمیم نظام است و نه صرفا دولت. جزئیات ورود به این گفتگوها در شورای عالی امنیت ملی بررسی شده و خطوط قرمز نیز به دقت ترسیم شده است.
دوم؛ حضور در این مذاکرات برای اتمام حجت با طرفداران و اصرار کنندگان داخلی و دوستان منطقه ای برای مذاکره مجدد با آمریکا صورت می گیرد و هیچ خوش بینی وجود ندارد.
سوم؛ تیم مذاکره کننده اختیار تام ندارد و برای هر موضوع مهمی باید با مرکز مشورت صورت بگیرد.
چهارم؛ اتخاذ مواضع رادیکال در تخریب و نقد تیم مذاکره کننده اقدامی نامناسب و برای امنیت و منافع ملی خطرناک است و مؤکداً توصیه می شود دوستان انقلابی از هرگونه نقدی که منجر به تضعیف تیم مذاکره کننده شود، خودداری کنند.
پنجم؛ میان تیم ویتکاف و ونس از سویی و همچنین تیم روبیو و هگست اختلاف جدی و رقابت وجود دارد. تیم اولی به دنبال مذاکره و تیم دوم به دنبال تقابل است و ترامپ هم به دلیل خطرات ناشی از هرگونه تقابل مستقیم با ایران، فعلا از درگیری نظامی نگرانی دارد.
"حکایت جالب ایران و آمریکا"
🌺 خروس و شيرى باهم رفيق شده
و به صحرا رفته بودند .
▪️شب که شد خروس برای خوابيدن روى يک درخت رفت و شير هم پاى درخت دراز کشيد .
▪️هنگام صبح خروس مطابق معمول شروع به خواندن کرد .
▪️روباهى که در آن حوالى بود به طمع افتاد و نزدیک درخت آمده و به خروس گفت:
بفرمائيد پائين تا به شما اقتدا کرده و نماز جماعت بخوانيم!
▪️خروس گفت : همان طورى که مى بينى بنده فقط مؤذن هستم ، پيش نماز پاى درخت است او را بيدار کن ..
▪️روباه که تازه متوجه حضور شير شده بود ، با غرش شير پا به فرار گذشت .
▪️خروس پرسید : کجا تشريف مى بريد؟ مگر نمى خواستيد #نمازجماعت بخوانيد؟ روباه در حال فرار گفت : دارم مى روم تجدید وضو کنم !
▪️دشمنان ایران بدانند
که شیران زیادی پای این انقلاب آماده جانفشانی هستند و الکی دور ور ایران پرسه نزنند تا نیاز به تجدید وضو پیدا نکنند.
"بی گناه کُشته شدن"
در آتش فتنه سوخت دل نازک کودکی،
ملینا و آنیلا و بهار، بیگناه و کوچکی.
چشمانشان پر از ترس شد، دنیا پر از آه،
شهر پر شد از دود و اشک، کوچهها پر از راه.
اغتشاشگران بیرحم، چه کردید با جانها؟
چه کردید با کودکانی که بودند پر از لبخندها؟
دلها شکست و آوار ریخت بر هر خانه،
خندهها خاموش شد، فرو رفت در دل تنگ و ترانه.
نه تنها اشک است که در خیابانها جاریست،
که خشم بیپایان، شعلهور در دل ناظریست.
ملینا و آنیلا و بهار، یادشان جاودانه،
نورشان در دل ما مانده، مانند چراغ خانه.
بیگناهیشان، فریاد زد بر سنگدلانی,
وجدان بیدار شد، در دل انسانهای مهربانی.
فتنه هرگز نمیتواند عدالت را خاموش کند,
هر ظلمی که رفت، روزی با خشم ما روبرو کند.
کودکان بیگناه، نامشان همیشه جاوید,
ملینا، آنیلا و بهار، در یاد ما همیشه زنده و بید.
بیایید بایستیم، برای عدالت و حقیقت,
نه تنها با اشک، بلکه با عمل و صراحت.
شهر باز خواهد شد، دلها دوباره خواهند خندید,
و عدالت، مانند خورشید، در همه جا خواهد تابید.
هر شعلهی ظلم، روزی فرو خواهد ریخت,
و نور امید، در دلها باز دوباره شکفت.
یادشان گواهیست بر مظلومیت هر زمان,
که ظلم ناپایدار است و نمیماند جاودان.
ملینا و آنیلا و بهار، صدایشان پر است,
از قلب ما تا جهان، هر کجا عدالت سر است.
دلهای سوخته، فریادشان نمیمیرد,
وجدان بشریت از یادشان بیدار میگردد.
هر کوچه و خیابان، شاهد ظلم و جنایت,
اما نور حقیقت، پیروز خواهد شد بر تاریکیات.
بیایید زنده نگه داریم یادشان را همیشه,
تا عدالت بماند، و حق بر ظلم پیروز همیشه.
ملینا و آنیلا و بهار، چراغ راه ما,
در قلب هر انسانی که دلش پر از وفاست، جاودان خواهند ماند🌹🌹🇮🇷.
«نوح ما»
گوش کن ای هموطن این پند را
بشکن این آیینهی ترفند را
شهر تهران گرچه پر غوغا شدهست
دیدهی کفتارها بر ما شدهست
گرچه میبارد ز هر سو تیرِ غم🖤
میتراشد دشمنت تصویرِ غم
باز دشمن، نقشهای نو باز کرد
فتنهای با نامِ نان، آغاز کرد
باز صهیون آرزویِ تار کرد؟
خوابِ ویرانیِ این گلزار کرد؟
آن یهودِ کینهتوز و بدگهر
چشم دارد بر سقوطِ این سپر
یا همانکس کز وطن ببرید و رفت
خوابِ شاهی دید و خوش خندید و رفت
باز هم آن روبهِ درمانده، بین
خوابِ تخت و تاج میبیند، چنین
روبهی که یادِ دورانِ کهن
میکند در قصرِ غربت، انجمن
باز میگوید ز آزادی سخن؟
تُف بر این تزویر و این لافِ کُهن
آنکه در آن سویِ دنیا خفته است
بس دروغ و فتنه با ما گفته است
او نمیخواهد وطن، آباد و شاد
میدهد خاکِ دلیران را به باد
وان سلبریتی که نان از ما گرفت
در صفِ دشمن، دوباره جا گرفت
نان از این سفره به کامش شد لذیذ
در پیِ بیگانه میتازد غلیظ
اشکِ تمساحش برایِ نان نبود
در دلش جز کینهیِ ایمان نبود
او که میگوید ز دردِ این و آن
خود به کاخی خفته در امن و امان
اشکِ تمساحش برایِ درد نیست
در میانِ معرکه، او مرد نیست
او به فکرِ سکه و آوازه است
در پیِ تلبیسِ حرفِ تازه است
نانِ ما خوردی و مکرِ دشمنی؟
در دلِ طوفان، تو ضدِّ میهنی؟
ای وطن! ای مهدِ خوبان، صبر کن🇮🇷
در میانِ مکرِ دونان، صبر کن
سفرۀ ما گر کمی بینان شدهست
خاکِ ما آماجِ بدخواهان شدهست
گرچه سختی در مسیرِ زندگیست
چارهیِ ما، غیرت و پایندگیست
درد داریم و به درمان قائلایم
ما به راهِ حُکمِ حق، دلمایلایم
نشنو آن بوقِ دروغِ اهرمن
که نخواهد جز زوالِ این وطن
نقد کن، اما به رسمِ عاقلان
تا نگردی بازیِ بیگانگان
گر به ظاهرساز، دلخوش کردهای
ترکِ آیینِ سیاوش کردهای
دیدهام من در میانِ دود و درد
گریهی پنهانِ آن “مردِ نبرد”
آن پلیسی که سپر شد پیشِ سنگ
تا نگیرد چهرهی این خانه، جنگ
سنگ خورد و دم نزد از دردِ خویش
تا نبیند میهنت، اندوه و ریش
سنگ میبارد بر آن رویِ صبور🪨
او ولی استاده در راهِ عبور
دستِ او بسته برایِ حفظِ خلق
او نلرزد در وفایِ حفظِ خلق
خسته است از طعنه، اما استوار
تا نگیرد شهر را گرد و غبار
ای که میبینی غبارِ معرکه
حق و باطل شد دچارِ معرکه
باز دشمن قصه از بیداد ساخت
از پلیسِ جانبکف، جلاد ساخت
چکمه بر حلقومِ مردم مینهد
پاسخِ فریاد، با خون میدهد🩸
یک نظر بر غرب و بر پاریس کن
یادِ آن غوغایِ بیتزویر کن
چشم بگشا، سویِ آن غربِ پلید
تا ببینی نالهیِ صدها شهید
آن پلیسی که در آن سویِ زمین🌍
میکشد هر معترض را با کمین
خونِ مردم را در آنجا ریختند
نامِ آن را عدل و داد آویختند
در فرنگ ار اعتراضی پا گرفت
پاسخِ خود را ز تیرِ جا گرفت
خونِ مردم را در آنجا میمکند
نامِ آن را «نظمِ برتر» مینهند
مکرِ صهیون است و تلبیسِ فرنگ
تا کنند این خانه را میدانِ جنگ
قدرِ این کشتی بدان ای همسفر
موجها دارند سودایی به سر
فتنهها گر مثلِ دریا میزنند🌊
موجها بر سدِّ تقوا میزنند
نوحِ ما سکان به دستش محکم است
در نگاهش مکرِ شیطان برهم است
نوحِ ما کشتی به طوفان میبَرَد
ترس را از قلبِ یاران میبَرَد
او که با یک حکم، طوفان میکُشد💨
تیغِ حق بر رویِ شیطان میکشد
رهبرم با یک اشاره فتنهسوز
میدهد ما را نویدِ فتحِ روز
او علمدار است و ما در پشتِ او
پوچ گردد مکرِ دشمن، مشتِ او👊
بشکند صهیون ز قهرِ حیدریش✋
عالمی مبهوتِ نطقِ رهبریش
صبر کن، کین ابرِ غم، بارانی است🌧
مُزدِ ما، پیروزیِ نورانی است
باز میخندد گلستان در بهار🌱
میرود از باغِ ما، سوزِ غبار
ما همه یک پیکریم و یک صدا🗣
بستهایم عهدی به نامِ کبریا
روشن است آیندۀ این سرزمین🇮🇷
وعدهیِ حق است و نصرِ آخرین
پرچمت بر قلهها رقصان شود
مِهرِ تو در جانِ ما تابان شود☀️
صبح میآید، دروغ از پا فتاد
حقِ ایران، بر جهان غوغا نهاد
#سرودن_شعر
#استان_لرستان
#ایران_می ایستد
🟢از زانو زدن تفنگداران تا لرزش پایگاه ها🟢
🔰پاسخ عزتمند به توهم ترامپ وماسک
🖍ترامپ تاریخ را با توییت اشتباه گرفت و سیاست را با شوآف نتیجهاش ثبت شکست در حافظه راهبردی جهان بود.
🖍جمهوری اسلامی، بازیگر احساساتی نیست، معمار صبر هوشمند است وقتی تفنگداران متجاوز دستگیر شدند، قانون بینالملل احیا شد آمریکا برای اولینبار طعم پاسخ متناسب را چشید.
✔️نه انتقام کور،
✔️نه عقبنشینی ذلیلانه
🖍عین الاسد نقطه پایان بیپاسخ ماندن تجاوز بود. پیام روشن بود؛ دوران بزندررو تمام شده است.
🖍العدیده فهمید که فاصله جغرافیا مصونیت نمیآورد ایلان ماسک از مریخ میگوید، اما زمین سیاست را نشناخته
✔️در این زمین،
✔️ملتها تعیینکنندهاند
✔️ نه میلیاردرها
🖍ایران با عقلانیت قدرت، معادلات را پیچیده کرد نه جنگطلب نه تسلیم طلب این همان چیز ی است که واشنگتن نمیفهمد
✔️تحریم، زبان ملت بزرگ را نمیبُرد
✔️تهدید، اراده تاریخی را نمیشکند
✔️ترامپ رفت، اما سند تحقیر باقی ماند
✔️سندِ ناتوانی در برابر کشوری مستقل
⭕️ایران هزینه داد،
⭕️ اما عزت خرید
🖍و عزت، سرمایهای است که سقوط نمیکند
✔️این پاسخ، فریاد نیست،
✔️منطق قدرت است
✔️منطقی که جهان آن را فهمیده است
✔️آمریکا اگر عاقل شود،
✔️درسها آمادهاند
⭕️👈🔺اگر نه، تاریخ تکرار میشود.🔺👉⭕️
«اللهم صل علی محمد و آل محمد، و عجل فرجهم.»
✍رحمتی اصل
#اقتدار_هوشمند
#پاسخ_قاطع
#ایران ـ می ایستد