"بی گناه کُشته شدن"
در آتش فتنه سوخت دل نازک کودکی،
ملینا و آنیلا و بهار، بیگناه و کوچکی.
چشمانشان پر از ترس شد، دنیا پر از آه،
شهر پر شد از دود و اشک، کوچهها پر از راه.
اغتشاشگران بیرحم، چه کردید با جانها؟
چه کردید با کودکانی که بودند پر از لبخندها؟
دلها شکست و آوار ریخت بر هر خانه،
خندهها خاموش شد، فرو رفت در دل تنگ و ترانه.
نه تنها اشک است که در خیابانها جاریست،
که خشم بیپایان، شعلهور در دل ناظریست.
ملینا و آنیلا و بهار، یادشان جاودانه،
نورشان در دل ما مانده، مانند چراغ خانه.
بیگناهیشان، فریاد زد بر سنگدلانی,
وجدان بیدار شد، در دل انسانهای مهربانی.
فتنه هرگز نمیتواند عدالت را خاموش کند,
هر ظلمی که رفت، روزی با خشم ما روبرو کند.
کودکان بیگناه، نامشان همیشه جاوید,
ملینا، آنیلا و بهار، در یاد ما همیشه زنده و بید.
بیایید بایستیم، برای عدالت و حقیقت,
نه تنها با اشک، بلکه با عمل و صراحت.
شهر باز خواهد شد، دلها دوباره خواهند خندید,
و عدالت، مانند خورشید، در همه جا خواهد تابید.
هر شعلهی ظلم، روزی فرو خواهد ریخت,
و نور امید، در دلها باز دوباره شکفت.
یادشان گواهیست بر مظلومیت هر زمان,
که ظلم ناپایدار است و نمیماند جاودان.
ملینا و آنیلا و بهار، صدایشان پر است,
از قلب ما تا جهان، هر کجا عدالت سر است.
دلهای سوخته، فریادشان نمیمیرد,
وجدان بشریت از یادشان بیدار میگردد.
هر کوچه و خیابان، شاهد ظلم و جنایت,
اما نور حقیقت، پیروز خواهد شد بر تاریکیات.
بیایید زنده نگه داریم یادشان را همیشه,
تا عدالت بماند، و حق بر ظلم پیروز همیشه.
ملینا و آنیلا و بهار، چراغ راه ما,
در قلب هر انسانی که دلش پر از وفاست، جاودان خواهند ماند🌹🌹🇮🇷.
«نوح ما»
گوش کن ای هموطن این پند را
بشکن این آیینهی ترفند را
شهر تهران گرچه پر غوغا شدهست
دیدهی کفتارها بر ما شدهست
گرچه میبارد ز هر سو تیرِ غم🖤
میتراشد دشمنت تصویرِ غم
باز دشمن، نقشهای نو باز کرد
فتنهای با نامِ نان، آغاز کرد
باز صهیون آرزویِ تار کرد؟
خوابِ ویرانیِ این گلزار کرد؟
آن یهودِ کینهتوز و بدگهر
چشم دارد بر سقوطِ این سپر
یا همانکس کز وطن ببرید و رفت
خوابِ شاهی دید و خوش خندید و رفت
باز هم آن روبهِ درمانده، بین
خوابِ تخت و تاج میبیند، چنین
روبهی که یادِ دورانِ کهن
میکند در قصرِ غربت، انجمن
باز میگوید ز آزادی سخن؟
تُف بر این تزویر و این لافِ کُهن
آنکه در آن سویِ دنیا خفته است
بس دروغ و فتنه با ما گفته است
او نمیخواهد وطن، آباد و شاد
میدهد خاکِ دلیران را به باد
وان سلبریتی که نان از ما گرفت
در صفِ دشمن، دوباره جا گرفت
نان از این سفره به کامش شد لذیذ
در پیِ بیگانه میتازد غلیظ
اشکِ تمساحش برایِ نان نبود
در دلش جز کینهیِ ایمان نبود
او که میگوید ز دردِ این و آن
خود به کاخی خفته در امن و امان
اشکِ تمساحش برایِ درد نیست
در میانِ معرکه، او مرد نیست
او به فکرِ سکه و آوازه است
در پیِ تلبیسِ حرفِ تازه است
نانِ ما خوردی و مکرِ دشمنی؟
در دلِ طوفان، تو ضدِّ میهنی؟
ای وطن! ای مهدِ خوبان، صبر کن🇮🇷
در میانِ مکرِ دونان، صبر کن
سفرۀ ما گر کمی بینان شدهست
خاکِ ما آماجِ بدخواهان شدهست
گرچه سختی در مسیرِ زندگیست
چارهیِ ما، غیرت و پایندگیست
درد داریم و به درمان قائلایم
ما به راهِ حُکمِ حق، دلمایلایم
نشنو آن بوقِ دروغِ اهرمن
که نخواهد جز زوالِ این وطن
نقد کن، اما به رسمِ عاقلان
تا نگردی بازیِ بیگانگان
گر به ظاهرساز، دلخوش کردهای
ترکِ آیینِ سیاوش کردهای
دیدهام من در میانِ دود و درد
گریهی پنهانِ آن “مردِ نبرد”
آن پلیسی که سپر شد پیشِ سنگ
تا نگیرد چهرهی این خانه، جنگ
سنگ خورد و دم نزد از دردِ خویش
تا نبیند میهنت، اندوه و ریش
سنگ میبارد بر آن رویِ صبور🪨
او ولی استاده در راهِ عبور
دستِ او بسته برایِ حفظِ خلق
او نلرزد در وفایِ حفظِ خلق
خسته است از طعنه، اما استوار
تا نگیرد شهر را گرد و غبار
ای که میبینی غبارِ معرکه
حق و باطل شد دچارِ معرکه
باز دشمن قصه از بیداد ساخت
از پلیسِ جانبکف، جلاد ساخت
چکمه بر حلقومِ مردم مینهد
پاسخِ فریاد، با خون میدهد🩸
یک نظر بر غرب و بر پاریس کن
یادِ آن غوغایِ بیتزویر کن
چشم بگشا، سویِ آن غربِ پلید
تا ببینی نالهیِ صدها شهید
آن پلیسی که در آن سویِ زمین🌍
میکشد هر معترض را با کمین
خونِ مردم را در آنجا ریختند
نامِ آن را عدل و داد آویختند
در فرنگ ار اعتراضی پا گرفت
پاسخِ خود را ز تیرِ جا گرفت
خونِ مردم را در آنجا میمکند
نامِ آن را «نظمِ برتر» مینهند
مکرِ صهیون است و تلبیسِ فرنگ
تا کنند این خانه را میدانِ جنگ
قدرِ این کشتی بدان ای همسفر
موجها دارند سودایی به سر
فتنهها گر مثلِ دریا میزنند🌊
موجها بر سدِّ تقوا میزنند
نوحِ ما سکان به دستش محکم است
در نگاهش مکرِ شیطان برهم است
نوحِ ما کشتی به طوفان میبَرَد
ترس را از قلبِ یاران میبَرَد
او که با یک حکم، طوفان میکُشد💨
تیغِ حق بر رویِ شیطان میکشد
رهبرم با یک اشاره فتنهسوز
میدهد ما را نویدِ فتحِ روز
او علمدار است و ما در پشتِ او
پوچ گردد مکرِ دشمن، مشتِ او👊
بشکند صهیون ز قهرِ حیدریش✋
عالمی مبهوتِ نطقِ رهبریش
صبر کن، کین ابرِ غم، بارانی است🌧
مُزدِ ما، پیروزیِ نورانی است
باز میخندد گلستان در بهار🌱
میرود از باغِ ما، سوزِ غبار
ما همه یک پیکریم و یک صدا🗣
بستهایم عهدی به نامِ کبریا
روشن است آیندۀ این سرزمین🇮🇷
وعدهیِ حق است و نصرِ آخرین
پرچمت بر قلهها رقصان شود
مِهرِ تو در جانِ ما تابان شود☀️
صبح میآید، دروغ از پا فتاد
حقِ ایران، بر جهان غوغا نهاد
#سرودن_شعر
#استان_لرستان
آتش و ادراک
🔻 ایران، دوباره در میدان است!
🔻ایران! ای وطنم !
🔻تو فرزند روزهای سختی؛
🔰تو سرزمینی هستی که آفتاب را
🔻از دل خاکستر برآوردهای،
🔻و زخم را به پرچم بدل کردهای.
🔹امروز، صدای انفجارها از یکسو میآید،
🔻وصدای فروپاشی حقیقتها از سوی دیگر.
🔻دشمن، هم بر آسمانات آتش میبارد،
🔻و هم در ذهن فرزندانات،
🔻شک و شایعه میکارد.
🌺جنگِ امروز، دو چهره دارد
👈 یکی خشن، با موشک و پهپاد؛👉
🚫و یکی نرم، اما عمیقتر،
🚫با دروغ و تردید.
🌺او آمده تا سرزمین را بگیرد،
🌺 و ذهن را بیشتر.
🚫آمده تا باورها را بلرزاند،
🚫اعتماد را بمباران کند،
🚫و امید را قطعهقطعه کند…
🚫 بیصدا، بیرحم.
👈اما ای ایران! ا ي بيشه ي شيران👉
🔻تویی که با خون بر خاک،
🔻نهال ایستادگی کاشتی،
🔻اکنون نیز با روشنی بر ذهن،
🔻دیوار دروغ را در هم بشکن!
🔻بگذار این بار هم دشمن،
🔻در برابر «بصیرت» تو شکست بخورد.
🔻باور، سنگر ماست.
🔻 آگاهی، تفنگ ما،
🔻 و اتحاد، فریاد ما.
👈🔻وپيروزي عاقبت كارماست 🔻👉
«والحمدلله رب العالمین والعاقبه للمتقین»
✍رحمتی اصل
#آتش_و_ادراک
#در_جنگ_شناختی_پیروزیم
#ایران_قوی_میماند
(اعتراض آری اغتشاش نه)
اعتراض حق من ایرانی است
اغتشاش اما بدان شیطانی است
فرق باشد بین این دو ای رفیق
بی تفکر این عمل نادانی است
حق خود را با درایت کن طلب
دشمن دین پشت توپنهانی است
حرمت خون شهیدان واجب است
چشم مادرهایشان بارانی است
با شمایم ای مدیران وطن
این طلب ها از سر حیرانی است
با عدالت مشکل ما حل شود
درد این مردم غم بی نانی است
بر سر یک سفره با هم بوده ایم
پس چرا جای دگر مهمانی است
کشور ما کشور مولا علیست
از وفا او حافظ ایرانی است
همدلی باشد کلید و رهگشا
تفرقه دانی ثمر ویرانی است
(بیقرارا) گو به دولت این سخن
اعتراض حق من ایرانی است
بیقرار اصفهانی
یاعلی مدد
شعر آتش و ادراک
🔻 ایران، دوباره در میدان است!
🔻ایران! ای وطنم !
🔻تو فرزند روزهای سختی؛
🔰تو سرزمینی هستی که آفتاب را
🔻از دل خاکستر برآوردهای،
🔻و زخم را به پرچم بدل کردهای.
🔹امروز، صدای انفجارها از یکسو میآید،
🔻وصدای فروپاشی حقیقتها از سوی دیگر.
🔻دشمن، هم بر آسمانات آتش میبارد،
🔻و هم در ذهن فرزندانات،
🔻شک و شایعه میکارد.
❌جنگِ امروز، دو چهره دارد
🌸🌸یکی خشن، با موشک و پهپاد؛🌸🌸
🚫و یکی نرم، اما عمیقتر،
🚫با دروغ و تردید.
❌او آمده تا سرزمین را بگیرد،
❌ و ذهن را بیشتر.
🚫آمده تا باورها را بلرزاند،
🚫اعتماد را بمباران کند،
🚫و امید را قطعهقطعه کند…
🚫 بیصدا، بیرحم.
🌿🌺اما ای ایران! ا ي بيشه ي شيران🌺🌿
🔻تویی که با خون بر خاک،
🔻نهال ایستادگی کاشتی،
🔻اکنون نیز با روشنی بر ذهن،
🔻دیوار دروغ را در هم بشکن!
🔻بگذار این بار هم دشمن،
🔻در برابر «بصیرت» تو شکست بخورد.
🔻باور، سنگر ماست.
🔻 آگاهی، تفنگ ما،
🔻 و اتحاد، فریاد ما.
👈🔻وپيروزي عاقبت كارماست 🔻👉
«والحمدلله رب العالمین والعاقبه للمتقین»
✍رحمتی اصل
#آتش_و_ادراک
#در_جنگ_شناختی_پیروزیم
#ایران_قوی_میماند