پرچم دار صبر و استقامت
در دل دشت کربلا، جایی که خورشید غم بر افق ستم سایه افکنده بود، بانویی ایستاد که قلبش از درد و داغ پر بود، اما ارادهاش از فولاد هم محکمتر. حضرت زینب(س)، ماه تابان خاندان پیامبر(ص)، در آن روزگار سیاه، مانند شمعی سوخت تا راه حق را روشن نگه دارد.
زینب(س)، تو که شاهد مظلومانهترین شهادت تاریخ بودی، بر سر جنازه برادرت حسین(ع) ایستادی و با آن صدای لرزان اما پرقدرت، فریاد زدی: “ای برادر، ای عزیزتر از جان، کاش میمردم و این صحنه را نمیدیدم!” اشکهایت بر خاک کربلا ریخت و دلت در آتش سوخت، اما تو ایستادی، مثل کوه، مثل دریا.در آن لحظات سخت، تو نه تنها خواهر حسین(ع) بودی، بلکه مادر یتیمان، پناه زینبیان و امید باقیماندگان. با دستان لرزان، کودکان را در آغوش گرفتی و با نگاهت به آنها قوت دادی. تو بودی که در آن شبهای تاریک، نور امید را در دلها زنده نگه داشتی.
و آنگاه که به کاخ یزید برده شدی، با آن شجاعت بینظیر، در برابر ستمگر ایستادی و گفتی: “أَظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حِینَ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَضَیِّقْتَ عَلَیْنَا آ فَسَحْتَ عَلَیْنَا؟” آیا گمان کردی که با این کارت ما را ذلیل کردهای؟ بدان که ما را جز عزت و افتخار نیست.
ای زینب(س)، تو نه تنها خواهر حسین(ع) بودی، بلکه پرچمدار رسالت او شدی. با آن کلامت، یزید را رسوا کردی و حقیقت را به گوش جهانیان رساندی. تو در آن مجلس، نه به عنوان اسیر، بلکه به عنوان فاتح وارد شدی، زیرا حقیقت همیشه پیروز است.
غم تو، غم همه عاشقان حسین(ع) است. بیتابیهایت بر سر جنازه برادر، فداکاریهایت در کربلا و شجاعتت در برابر یزید، برای ما درس ایستادگی و مقاومت است. ای بانوی صبر و استقامت، روحت شاد و یادت گرامی باد. 🌹