#"روز پدر"وام دار میلاد مولود کعبه

امشب، تپشهای قلب کعبه با نفسهای مولودی از جنس نور، هماهنگ شده و جهانی را مشعوف قدوم نوزادی میکند که خداوند را از خلقتش به تحسین وا داشته است.
میآید تا مولود کعبه بودن را به نام خود و عدالت را به حقیقت پیوند بزند.
آری امام علی(ع)، همان اسطورهی تمام عیار مردانگی و نخستین گوهر تابان آسمان امامت و ولایت است که در آغوش آسمانیان به دامان فاطمه بنت اسد(س) میرسد.
میآید تا آینهی تمامنمای حق را به نمایش بگذارد و تصویرگر وسعت سخاوت، بخشش و یاری به مظلومان شود.
خیبرشکن است و ذوالفقار نشان؛ اما میآید که با تمام ابهت و شکوه مردانهاش دست نوازش بر سر یتیمان بکشد و لبخند بر لبان طفلی تهیدست بنشاند.
پدری کردن را او به کوچههای کوفه یادآور شد و مردانه زیستن را با تمام وجود به تجسم درآورد.
یا امام علی(ع)!
روز میلادتان، حرمت تکریم پدران و مهرورزی به مردان در خانواده شده است؛ پدرانی که علیوار حریم خانه را به آرامش رساندهاند و مردانی که مردانگی را در کلامشان به تعبیر رساندهاند.
یا علی المرتضی (ع)!
شما به حق، پدر تمام یتیمان عالمید.
تندیس زیبای عمل به دین حضرت محمد(ص) هستید و ازین باب است که مقتدای شما بودن یعنی همچون شما «عمل کردن»…
میلاد مولود کعبه و روز پدر بر همه رهروان راستین آن امام همام تهنیت باد.
زهرا مرادوند
#دلنوشته ای برای پدران از دست رفته
بابای خوبم!!!
اجازه بده ٬ امشب ٬ اشک هایم را پنهان نکنم تا گواه دل شکسته ام باشد.
امشب پرنده ی دلم را تاب ِ قفس دلتنگی ات نیست .
می آیم به منزلت تابرایت بگویم …
بابای مهربونم ! نیستی تا ببینی روزگار چنان سیلی ِ
محکمی به اقبال ِسرنوشتم زد که تاهمیشه جای سرخ ِ بی پدری بر گونه ی زندگی ام باقی بماند !
بابای نازنینم ! ماه هاست زبانم نام ترا خطاب نکرده !
چه روزها که یک به یک غروب شد و چه بغض ها که یکی یکی رسوب شد اما !
به کجایی غمگسار من ، فغان زار من بشنو ، بازآ از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو ، بازآچون روشنی از دیده ی ما رفتیبا قافله ی باد صبا رفتیبا ما بودی ، بی ما رفتی
تنها ماندم ،
تنها رفتی امشب گلی از باغچه ات می چینم ٬ با شبنم ِ اشک هایم می آرایم و با عطر ِعشق خودت می بویم و می بوسم و کنار ِ قاب ِ عکست جای میدهم…..
آه روزگار ! همین امشب نیازش دارم
امشب بی تو بغض ِبی امان دارم !
#چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد...
چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد…
بی آنکه بدانیم بابا برای نان تمام جوانیش را داد
چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد…
بی آنکه بدانیم بابا برای یک لقمه نان منت چه نامردانی را که نکشید
چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد…
بی آنکه بدانبم بابا برای نان از دست و پایش، از قلبش، از ریه اش، از معده اش، اصلاٌ از تمام جسمش گذشت
چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد…
بی آنکه بدانیم بابا برای نان از عمرش گذشت
چقدر راحت نوشتیم بابا نان داد… چقدر راحت…
روز پدر مبارک
#حدیث-روز
? امام علی علیهالسلام:
پايبند به پيوند با يكديگر و موافقت با هم باشيد، و از قطع رابطه و قهر كردن از يكديگر بپرهيزيد.??
? غررالحكم حدیث ۶۱۵۲
? @hadisgraphi ?
#خواب دیدم پدرم میاید..."
خواب دیدم پدرم میاید …
باهمان صورت محبوب پر از لبخندش …
صورتش بود پر از نور خدا …
دست بردم که عصایش گیرم …
گفت باشی تو عصایم فرزند …
دل من تاب نیاورد ؛ و من بوسه زدم بر دستش …
که نگاهش همان لحظه به چشمم لغزید ….
اشک در چشم دوتایی جوشید …
دست پر مهرش را بر سرم باز کشید …
گفتمش ای پدرم …
ما کجا ؟…وتو کجا ؟…
ما که دلتنگ توهستیم … پدر …
پدرم لذت دیدار تو را کم دارم …
سالها می گذرد …
دستی از مهر ندارم به سرم …
وچنان غرق توام که ندارم باور …
گفتمش باز… پدر …
اشکی از گوشه چشمش افتاد …
وندیدم که چه سان رفت پدر …
و دگر باز نگشت …

